شهمردان بن أبى الخير رازى

170

روضة المنجمين ( فارسى )

ازينك « 1 » ياذ كرديم هيچ نبوذ دليل كنذ كى حاجت روا نگردذ و اگر هردو دليل پيوند كنند بستاره [ ى ] كى اندر هبوط بوذ حاجت تباه گردذ و اگر يكى ازين دو دليل بخذاوند حاجت پيوندذ از تربيع و [ يا ] از مقابله و خذاوند حاجت نحس بوذ خذاوند مسئله را از آن كار بلا و سختى رسذ چنانك خواستى كى خوذ آن كار نكرذه بوذى هرگز . پس اگر از آن بوذ كى مسئله بر تو مشكل گردذ اعتماد بر خذاوند خانهء يازدهم كن و از خانهء يازدهم ببين ، اگر خذاوند يازدهم اندر طالع بوذ مقبول ، و يا بسعدى همىنگرذ و آن سعد اندر طالع بوذ و يا خذاوند طالع اندر طالع بوذ و يا اندر وتدى بوذ و مقبول بوذ دليل كنذ كى حاجت روا گردذ و اگر بخلاف اين بوذ دليل كنذ بر تباه گشتن حاجت . باب هفتم : وقت روا گشتن حاجت دانسته باذا خواجه را كى چون دانسته باشى كى حاجت روا همىگردذ ببايذ دانستن كى كذام وقت و تا چندگاه روا گردذ پس بذانك كارهاى كى تمام شوذ يا بروزها تمام گردذ يا بماهها يا بسالها و بر قدر طبيعت حاجت كى چيزها [ ى ] هست كى باندك مايه روزگار تمام گردذ و بوذ كى ( 154 ) نشايذ كى تمام گردذ مگر بماهها ، چون حديث آبستنى و زاذن ، و بوذ كى بسالها تمام گردذ چون درخت نشاندن و آنچ بذين مانذ . پس چون خواهند كى بدانند ، نگاه كنند بدرجات هردو دليل اگر هردو بدرج راستا راست بوذ « 2 » هم اندر آن روز روا گردذ و اگر از ميانشان درجات بوذ بدانند كى چندست هر درجى را روزى گيرند و يا ماهى و يا سالى برحسب طبيعت حاجت و وجه مسئله . و بذانك برجها [ ى ] ثابت دليل كنذ بر سال ، و برجهاى ذو جسدين بر ماه ، و برجهاى منقلب بر روز ، و اگر هردو دليل اندر آن ربع بوندكى از طالع است تا دهم ، مدّت روا گشتن حاجت روز بوذ و اگر اندر آن ربع بوند كى از هفتم است تا دهم ، مدّت ماه بوذ ، و هم‌چنين از طالع تا چهارم و اگر اندر آن ربع بوند كى از چهارم است تا هفتم مدّت سال بوذ . و اگر در وقت مسئله ستارهء [ ى ] يا دو يا سه « 3 » اندر طالع بوذ « 4 » چون بجايگاه

--> ( 1 ) . نسخه توبينگن و قاهره « ازين كى » . ( 2 ) . نسخه توبينگن « بوند » . ( 3 ) . نسخه توبينگن و ملك « و سه » . ( 4 ) . نسخه توبينگن « بوند » .